در تاریخ خوانده بودیم که مارقینی بودند با یک عمر نماز شب خوانی و عبادتهای شبانه روزی چون بصیرت نداشتند، شرافتشان را در طبق حراج گذاشته و بر قرآن ناطق امیر مومنان علی(ع) تیغ کشیدتد و او را به شهادت رساند و نام خوارج را برای همیشه تاریخ از آن خود کردند. همچنین در تاریخ خوانده بودیم که چگونه کیسه های زر کثیف معاویه پلید، ابوموسی اشعری ها را فریفته و خطبه به عزل علی (ع) خوانده و معاویه را خلیفه می خوانند.

در همین تاریخ خوانده بودیم که درهم و دینارهای کثیف چگونه فضا را آلوده و غبار آلود می کند که وقتی اعلام می شود «قتل علی فی المحراب»، عده ای می گویند «مگر علی نماز هم می خواند؟» و در همین تاریخ خواندیم و میخوانیم که بیش از 1400 سال است که بواسطه ایجاد انحراف در دین خدا، حکومت بر زمین دست صالحان نیفتاده است چرا که مثلث زر و زور و تزویر همچنان حکومت می کند و قلم به مزدها و مزدوران قلمدار، شب را صیح و صیح را شب می نمایانند و اگر امروز در گوشه ای از کره ارض حکومتی بر مینای اسلام شکل گرفته، آنچنان برای هدم آن می کوشند که سابقه ای در تاریخ ندارد.

قلم به مزدی و مزدوری درگاه بی مقداران در عصر امروز، تداعی همین مسائل است و جلوه گری جمله« تاریخ تکرار می شود.» این روزها شاهد این هستیم که پولهای کثیف چه ها که نمی کند. پول های کثیف چه کسانی را به لجنزار فرو می برد و چه آدمهای پر مدعایی را که پز « روشنفکری»، « عنصر سیاسی» و « تحصیلکرده علوم سیاسی» و ... را یدک می کشند و نشریه و سایت دارند را به حضیض مذلت کشانده و از آنان جیره خوارانی ساخته که برای شنیدن «جیرینگ» سکه های دریافتی از منشأ کثافت و رذالت، حاضرند شرافت حرفه ای و مطبوعاتی خود و شرافت قلمی که خدای جل و علاء به آن سوگند خورده را فدای جیرینگ سکه ها کرده و مزدوری خود را کامل نمایند.

امروز ما به خوبی معنای این آیه شریفه را می فهمیم که:

قل یا قوم اعملوا علی مکانتکم انی عامل فسوف تعلمون- من یأتیه عذاب یخزیه و یحل علیه عذاب مقیم- زمر- آیات 39 و 40

بگو ای قوم من، آنچه در توان دارید عمل کنید. من نیز عمل می کنم. اما به زودی خواهید دانست چه کسی را عذابی خواهد آمد که رسوایش کند و در قیامت عذابی دائم بر او نازل می شود. 

و خوب درک می گنیم که به فرموده قرآن کریم:

و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم، انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین- آل عمران- 178

و کافران هرگز مپندارند  این مهلتی که به ایشان می دهیم به نفع آنهاست. فقط مهلتشان می دهیم که تا بار گناه خود را افزون کنند و برای ایشان عذاب خفت باری است.

و باز هم غصه می خوریم که:

جای آن است که خون موج زند در دل لعل......زین تغابن که خزف می شکند بازارش 

البته باز هم نصیحت می کنیم و تذکر می دهیم که بدانید شرافت انسانی و شرافت حرفه ای و شرافت قلم بالاتر از صدای «جیرینگ » پولهای کثیف است. امیدواریم که کارگر افتد و بصیرت افزاید.